بابا مجتبیبابا مجتبی، تا این لحظه: 41 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
مامان زهرامامان زهرا، تا این لحظه: 34 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
زندگی مازندگی ما، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره

ارمغانِ بهشت

امتحانات ... سوغاتیا و خریدای فرشته کوچولو

سلام عزیز دلم   16 روز از دی ماه گذشته و من امروز عصر سومین امتحان عملی رو هم تموم می کنم .   ببخش که دیر به دیر سراغ وبلاگت میام فرشته کوچولو ... بخاطر سفر از کارام خیلی عقب افتاده بودم و مجبور بودم خودمو برسونم . اما دلم خیلی برات لک میزد ... این روزا و امتحانا رو به شوق رسیدن به تو یکی یکی پشت سر میگذارم اگر خدا بخواد فقط یه ترم دیگه دارم ، نمی دونم بهت گفتم یا نه ! اما یه راهی پیدا کردم که اگر به امید خدا اگر بشه ترم دیگه پایان نامه رو هم اراعه میدم و 6 واحد از دروس تئوریم هم بعدش معرفی به استاد و تموم .   تو رو سپردم به خدا که هر وقت صلاح دونست به دل هردومون بندازه و از ته ته ...
16 دی 1394

سفر کرب و بلا ... آنفولانزا :(

سلام عزیز دلم   ما یک شنبه از سفر کرب و بلا برگشتیم ... البته با آنفولانزا البته تا امروز خونه مامان اینا بودم و مامان مهربونم ازم مراقبت می کرد الان خیلی بهترم   دلم برای خونمون خیلی تنگ شده بود   حرف برا گفتن زیاده . ان شاالله سر فرصت برات تعریف میکنم   دلم میخواست این ماه شما رو باردار بشم اما انگار قسمت نیست فعلا !   دعا کن زودتر حالمون بهتر بشه   خیلی دوست دارم عزیزم... سر فرصت عکس سوغاتیاتو می ذارم برات     ...
17 آذر 1394

بالاخره شکستش دادم !

سلام عزیزم بالاخره شکستش دادم ... مشکلمو میگم . الان فقط منتظرم دانشگاه تموم شه اونم اگه خدا بخواد ترم دیگه تمومه . عشقم خیلی دوست دارم گل مامان راستی برای کربلا درخواست پاسپورت دادم پنج شنبه امیدوارم زودتر برسه دستم ... به امید خدا سه شنبه 3 آذر حرکت میکنیم ... قصد خرید سوغات ندارم اما تو رو فراموش نمیکنم عزیز دلم ...  میگن اولین باری که به زیارت ائمه میری اولین چیزی که بخوای ازشون بهش میرسی و برآورده میشه اگه معقول و به جا باشه ... خیلی دوست دارم اولین چیزی که میخوام تو و سلامتیت باشه اما کاش یادم نره که بدون امام زمانمون تمام لذات این دنیا بی فایدس !  کاش یادم بمونه ... یا حسین علیه السلام ...
25 آبان 1394

اربعیییین کربلاااااا ینی میشه؟؟؟؟؟؟ باورم نمیشهههههه!!!!!

سلام سلام سلااااااام وااااای عزیزم از شوق چیزی که میخوام بگم روح از تنم داره خارج میشههههههه وای باورم نمیشهههههههههه   امروز همش داشتم یه قسمت از مداحی که دوست داشتم رو میخوندم   بگذر از گناها و بدیام هرچی باشه باز من اومدم دست رد نزن به سینه ی من عمریه برات سینه زدم   خیلی دلم شکسته بود ، همسری مدتی قبل پاسپورتشو تمدید کرد منم دوست داشتم برم آخه چرا آقا نمیطلبه ؟   همسری تا ساعت 9 مجبور شد محل کارش بمونه و یه سری کار داشت ولی وقتی اومد با دست پر برگشت . باورم نمیشه!   بابایی برای اربعین همه کاراشو کرد گفت من تنها میرم بعد تورو میبر...
19 آبان 1394

تمام تلاشمو میکنم به امید داشتن تو فرشته ی کوچکم

سلام عزیز دلم   مدت زیادیه نتونستم به وبت سر بزنم   هم بخاطر ماه عزای سیدالشهدا علیه السلام    هم اینکه عمه اعظم جون مهربونم تصادف و فوت کردن که واقعا دل و حوصله ای برام نمونده بود    هم این که گفتم تا وقتی مشکلم رو حل نکنم بیام اینجا و چی بگم؟؟؟ چیکار کنم؟؟؟   این بود که رفتم دنبال حل مشکلم و بعد از پیدا کردن راه حل با کمال تعجب و ناباوری متوجه شدم که اصل مشکم حل شده بوده و بی خودی انقدر به خدا گفتم چرا و ناراحت بودم.   و البته در ادامش باید سعی کنم با توکل به خدا کاملا حلش کنم   تا ان شاالله هرموقع که خدای مهر...
16 آبان 1394

سلاااام ... یک هفته نبودم

سلام فرشته کوچکم   شاید بیشتر از یک هفته نتونستم به وبلاگت سر بزنم ، آخه مامان مهربونم شنبه همین هفته یه تصادف کوچیک کردن ، یه ماشین بی حواس عقب عقب اومده و زده بهشون! جالب اینجاست که میگفته دیدمتون!   این هفته من پیش مامان بودم ، با اینکه الحمدلله مشکل خاصی پیش نیومده بود ولی نمیتونن زیاد روی پاشون بایستن ، برای همین رفتم یکم کمکشون کنم ، بعد از مدتها احساس مفید بودن کردم ، هر روز صبح که می رفتم اونجا بعد از صبحانه من می رفتم ظرفا رو میشستم و وسایل و لوازم ناهار رو آماده میکردم و مامان گلم مثل اون وقتا برام کتاب می خوند   با اینکه خیلی حس خوبی داشتم از این توفیق اجباری که بیشتر کنار خانوادم...
16 مرداد 1394

قربه الی الله

سلام عزیز دل مامانی   دعا کن زودتر دلم تو رو برای خدا بخواد ، یه مدته به این نتیجه رسیدم که تا شما رو بخاطر رضای خدا نخواستم باردار نشم. این خیلی مهمه و من خیلی دیر بهش رسیدم ! آخه الان دیگه عشق به تو و خدای مهربونم با هم قاطی شده! ینی من قاطی کردم! از این که تورو بخاطر دل خودم بدنیا بیارم می ترسم!   پناه بر خدای مهربون   راستی کوچولوی قشنگم بزودی هروقت که بتونم عکس سوغاتی جمکرانت رو برات می ذارم.   راستی نگفتم بهت! عید فطر قم بودیم . حرم حضرت معصومه و مسجد مقدس و عزیز جمکران که خیلی عاشقشم ان شاالله وقتی بدنیا اومدی می برمت حتما التماس دعا فرشته ی کوچولو ...
4 مرداد 1394